تبليغاتX
آوای آشنا

آوای آشنا

عکس‌نوشت 1

سرباز

 

يكى از دفعاتى كه سال 59 از اهواز به تهران مى‌آمدم، چون لباس نظامى تنم بود، رويش قبا مى‌پوشيدم. رسم ما هم اين بود؛ از راه كه مى‌رسيديم، مستقيم خدمت امام مى‌رفتيم. عصر يك روز پنجشنبه كه براى نماز جمعه به تهران آمده بودم، مستقيم خدمت ايشان رفتم و چيزى راجع به جبهه گفتم و آمدم. شايد بار اولى بود كه از جبهه خدمت ايشان مى‌رسيدم. تا اين چكمه‌هايم را دمِ در، دربياورم، ايشان از پشت شيشه همين ‌طور به آن هيأت بنده كه لباس نظامى زير قبا تنم بود، نگاه مى‌كردند. وقتى رسيدم، دستشان را بوسيدم. خودشان گفتند كه يك ‌وقت بود كه اين لباس شما خلاف مروّت بود و حالا بحمدالله وضع به اين‌جا رسيده است. من احساس كردم كه ايشان خوشحالند. در ابتدا قدرى هم در دلم ترديد بود. اول‌بار كه در اهواز قبا را كندم و لباس نظامى پوشيدم، در ذهنم بود كه آيا اين كار درست است يا نه؟ بعد كه ديدم ايشان لبخند زدند و لطفى كردند، فهميدم كه خوشحالند.

سخنرانی در ديدار با فرمانده و جمعى از روحانيون رزمى- تبليغى 11/09/1370

   

 

  • عکس‌نوشت 2

سوء قصد

 

آن وقتی که بمب منفجر شد در آن مسجدی که من بودم، از وقتی که بار اول افتادم زمین -نفهمیدم البته چه جوری شد که افتادم- تا وقتی که به کلی بی‌هوش شدم و بعد از چند روز به هوش آمدم، سه مرتبه‌ي دیگر به هوش آمدم. در این فاصله سه ‌بار لحظاتی به هوش آمدم و هر دفعه یک احساسی داشتم که آن حالات را من هیچ‌ وقت یادم نمی‌رود. یکیش که حالا این ‌جا عرض می‌کنم، این است؛ در یکی از اين حالات احساس کردم که من دارم می‌روم، یعنی دارم می‌میرم. احساس کردم که مرگ در مقابل من است. کاملاً خودم را در مرز عالم برزخ مشاهده کردم. به‌طور خلاصه اگر بخواهم در یک کلمه بگویم، احساس کردم که در آن حال، انسان هیچ دستاویزی به‌جز خدا ندارد؛ هیچ دستاویزی. یعنی هرچه هم عمل آدم پشت سر خودش داشته باشد، باز هم اگر تفضل الهی و رحمت خدا را نتواند جلب کند، آدم خاطرجمع نیست به آن عمل‌. آدم شک می‌کند که این عمل را با اخلاص به‌جا آورده‌ام؟ آیا نیّتم صددرصد خدایی بود؟ آیا در آن شرک نبود؟ آیا ریا در آن نبود؟ ملاحظه‌ی این و آن نبود؟ می‌دانید، این‌جوری است ها. چون واقعاً ماها مرکز عیوبیم دیگر، همه‌ی شائبه‌ها در ما هست متأسفانه.

آن‌جا انسان احساس می‌کند که مثل پر کاهی بین و زمین و آسمان است. این احساس را انسان دارد و منقطع می‌شود. از همه‌ چیز منقطع می‌شود. من این حالت انقطاع را در آن وقت احساس کردم و تضرع کردم پیش خدای متعال؛ پروردگارا می‌بینی که من چقدر دستم خالی است و چقدر محتاجم. اگر تفضلی کنی، کردی وإلاّ ما رفتیم. منظورم مردن نبود ها؛ رفتن از وادی سعادت بود. بعد دیگر بی‌هوش شدم و نفهمیدم چیزی را. 

   

 

 

  • عکس‌نوشت 3

سلامت



 

 

   

بسم‌الله الرحمن الرحیم. بعد از چهار روز که از این حادثه بر من می‌گذرد به فضل الهی و به کمک و تلاش بی‌دریغ کارکنان عزیز این بیمارستان، خودم را در وضع بسیار مناسب و خوبی می‌بینم. هر وقت به یاد این می‌افتم که این حادثه موجب شده امام عظیم‌الشأن ما اظهار لطف کنند و در پیامشان اظهار دل‌سوزی بکنند و ملت بزرگ و قهرمان ما دست به دعا بردارند و دعا کنند، در خودم احساس شرمندگی می‌کنم. در راه انجام وظیفه، این‌گونه حوادث حوادثی نیست که این همه لطف و محبت و بزرگواری را چه از سوی امام، چه از سوی امت و همچنین از سوی کارکنان و کارمندان این واحدهای پزشکی که واقعاً شب و روزشان را در این کار گذاشته‌اند، این همه اظهار شد.

من بحمدالله حالم خیلی خوب است. امروز هیچ احساس ناراحتی فوق‌العاده‌ای نمی‌کنم. بیشترین بخش از ناراحتی‌هایی که داشتم بحمدالله برطرف شده، راحت می‌توانم بنشینم، راحت می‌توانم از تخت پایین بیایم و راحت می‌توانم غذا بخورم و در همه احوال محبت و لطف کارکنان بیمارستان، پزشکان و بقیه، به من کمک کرده و می‌کنند. من بدین‌ وسیله از همین‌ جا عرض سلام و ارادت بی‌پایان خودم را خدمت امام امت می‌کنم و به ایشان عرض می‌کنم که در مقابل حوادثي این‌چنین، ما هیچ انتظاري نداریم و توقعی نداریم که کمترین رنجشی به خاطر ایشان بنشیند. ما معتقدیم که «سر خمّ می سلامت شکند اگر سبویی».

همچنین از امت مسلمان و قهرمان که این همه دارند فداکاری می‌کنند در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها، این همه دارند جان‌های عزیز و نفیسشان را در راه خدا می‌دهند، انتظار نداریم که در مقابل یک حوادث کوچکی از این قبیل اظهار نگرانی و احساس نگرانی کنند و ما را بیشتر از آن‌چه که شرمنده هستیم، شرمنده نکنند. از خداوند متعال توفیق همه را خواستارم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 9:42  توسط مجید  | 

گران شدن هزينه اجاره منزل مسكوني باعث شد زن ميانسال سكته كرده و فوت كند.
 
به گزارش"جهان" به نقل از فارس، عصر روز گذشته مأموران مركز فوريتهاي پليسي 110 تهران بزرگ از فوت مشكوك يك زن در بيمارستان با خبر شدند.

مأموران با حضور در بيمارستان دريافتند زن 42 ساله‌اي بر اثر سكته قلبي فوت كرده و خانواده وي در خصوص نحوه فوت وي اظهارات تأسف‌انگيزي دارند.

شاملو بازپرس جنايي تهران در خصوص اين پرونده گفت: بررسي از خانواده اين فرد نشان داد اين زن ميانسال در هفته‌هاي قبل به دليل گران شدن اجاره بهاي خانه مجبور به تخليه خانه خود شده است.

وي ادامه داد: اين فرد دو هفته به دنبال خانه مسكوني گشته اما نتوانسته خانه‌اي با ميزان درآمد خود پيدا كند و زماني كه شامگاه گذشته حكم تخليه خود را مي‌بيند از فرط ناراحتي دچار سكته قلبي شده است.
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 9:39  توسط مجید  | 

Taboo Book

نفر سمت راست گوشه، ابوالحسن بنی صدر است. او که با 11 میلیون رای نخستین رئیس جمهور ایران شده بود، با جمله تاریخی آیت الله خمینی در 25 خرداد 60:” 35 میلیون نفر بگویند بله، من میگویم نه.” کنار زده شد. 7 تن از مشاورانش اعدام شدند، هزاران تن از هوادارنش به زندان رفتند و خودش رهسپار تبعید شد.

درست بالای سر خمینی، مرد روحانی با عمامه سفید آیت الله لاهوتی است. او که از زندانیان با سابقه قبل از انقلاب به همراه منتظری و طالقانی بود، بعد از پیروزی انقلاب از سرسخت ترین هواداران رئیس جمهور بنی صدر، به شمار میرفت. به فاصله 2 ماه پس از کنار زدن بنی صدر توسط لاجوردی به زندان اوین برده شد و اعدام شد. جمله معروف او خطاب به سران حزب جمهوری(بهشتی،خامنه ای و رفسنجانی) این بود: “مردم انقلاب نکردند تا من وشما بر آنها حکومت کنیم . اگر قرار بود با چماق و زورگویی بتوانند حکومت کنند قبل از شما آریامهر بود.حاکمیت تک حزبی است که صدای پای فاشیزم را به گوش میرساند. وای به حال آن انقلابی که 8 درصد به 80 درصد حکومت کنند. اگر زور میتوانست آدم را جای خودش بنشاند، پیش از شما زورمند تر از شما بودند. شما جز اینکه خفقان ایجاد کنید و برای مردم مشکل درست کنید کار دیگری نمیکنید.”( روزنامه انقلاب اسلامی، ۲۲ فروردین ۱۳۶۰- انقلاب اسلامی، ۸آذر ۱۳۵۹)

نفرایستاده میان آیت الله مطهری و لاهوتی، صادق قطب زاده است. او که به همراه ابراهیم یزدی و بنی صدر راه انقلاب را در پاریس هموار کرده بود، 24 شهریور 1361، به اتهام توطئه انفجار جماران، زندانی و اعدام شد. آیت الله منتظری بعدها در خاطراتش نوشت:”بعدا شنيدم آقاي حاج احمد آقا در زندان سراغ آقاي قطب زاده رفته و به او گفته است شما مصلحتا اين مطالب را بگوييد و اقرار كنيد و بعد امام شمارا عفو مي‎كنند، ولي او را اعدام كردند. بعدها از طريق موثقي شنيدم كه جريان ريختن مواد منفجره در چاه نزديك محل سكونت مرحوم امام بكلي جعلي است و واقعيت نداشته است.”(خاطرات آیت الله منتظری،ج۱،ص۴۸۵)

قطب زاده دردادگاه پرسيده بود:”روشنفکران و روحانيانی که بنيادگذار انقلاب بودند کجا هستند؟ آيا حتی يک تن از آنها در کاری هست؟ اينها که امروز بر کارند در جريان انقلاب چه می کردند؟”(ایستاده بر آرمان،ص ۲۷)

پی نوشت۱: آن که در کنار بنی صدر ایستاده، صادق طباطبایی است. سخنگوی دولت مهندس بازرگان بود. بعد به بازرگان پشت کرد و به صف حکومتی ها پیوست.در سال 61 به دلیل قاچاق 3.75 پوند تریاک توسط پلیس آلمان دستگیر و در دادگاه دوسلدورف به 3 سال زندان محکوم شد.( پس از بحران،خاطرات هاشمی رفسنجانی،صص ۳۵۹،۴۱۱،۴۱۹) با پادرمیانی وزیرخارجه آلمان و مصونیت سیاسی به عنوان عنصر نامطلوب از آن کشور اخراج شد. او همچنان به حمایت از جمهوری اسلامی ادامه میدهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 19:4  توسط مجید  | 

رئيس اتحاديه صنف آرايشگاه هاي مردانه شهر تهران گفت: تاکنون تقريبا تمام آرايشگاه‌هاي سطح شهر بخشنامه منع پيرايش غربي و فشن مردان و همچنين برداشتن ابروي پسران را دريافت کرده اند البته شايد اداره پست هنوز اين بخش نامه را به دست برخي از آن ها نرسانده باشد.   

 

به گزارش رجانيوز به نقل از برنا، به تازگي بخشنامه اي از سوي اتحاديه صنف آرايشگاه هاي مردانه در پايتخت ابلاغ شده است که بنابر آن تمامي آرايشگران را، از کوتاه کردن موي مردها طبق مدل هاي نامناسب و همچنين پيرايش خلاف عرف و هرگونه پيرايش ابرو براي پسران منع مي‌کند.

 

نصيري، رئيس اتحاديه صنف آرايشگاه هاي مردانه شهر تهران در گفتگو با خبرنگار ما با تائيد ابلاغ اين بخشنامه گفت: به دنبال اجراي طرح امنيت اجتماعي، نيروي پليس شهر تهران از مجمع صنفي آرايشگاه هاي مردانه تعهدنامه اي گرفته است تا ديگر مدل هاي نامناسب را به مشتري ها عرضه نکند.

 

گفته نصيري در حالي است که امروز در بسياري از آرايشگاه‌هاي مردانه مدل هاي فشن و وارداتي چه به خواست مشتري و چه به پيشنهاد آرايشگر عرضه مي شوند و مشتري ها نيز معمولا به خواست خودشان و با رضايت از اين مدل ها استقبال مي کنند!

 

نصيري در ادامه اظهار داشت: تاکنون تقريبا تمام آرايشگاه‌هاي سطح شهر اين بخشنامه را دريافت کرده اند و شايد اداره پست هنوز اين بخش نامه را به دست برخي از آن ها نرسانده باشد.

 

رئيس اتحاديه صنف آرايشگاه هاي مردانه شهر تهران همچنين با اعلام قيمت يک پيرايش ساده براي مردان اظهار کرد: اتحاديه بالاترين قيمت يک پيرايش ساده براي آقايان را 1800 تا دو هزار تومان اعلام کرده است؛ اما اگر پيرايش مردان به همراه شستشو و خشک کردن مو همراه باشد اين ميزان تا سقف 4 هزار تومان نيز افزايش مي يابد اما قطعا نبايد آرايشگران از اين ميزان مبلغ بيشتري را دريافت کنند.

 

اين در حالي است که حميد آدرسي يکي از آرايشگران مرد در گفت و گو با خبرنگار برنا درباره قيمت پيرايش در تهران مي‌گويد: قيمت اصلاح آقايان در "نازل‌ترين شکل" دو هزار تومان است اما اين مبلغ تا سقف بي‌نهايت مي‌تواند پيش برود به طوري که امروز در برخي آرايشگاه‌هاي بالاي شهر آرايشگران از مشتري تا مبلغ 60 و يا 70 هزار تومان نيز دستمزد دريافت مي‌کنند.

 

وي درباره بالا بودن هزينه پيرايش در بالاي شهر اضافه مي‌کند: علت اين مسئله واضح است، آرايشگر مبلغ بيشتري براي تهيه مغازه‌اش پرداخته است و بايد اين مبلغ را از جايي تامين کند و از طرفي در اين آرايشگاه‌ها معمولا مشتري عکس خود را به آرايشگر مي‌دهد و سپس با اسکن آن در کامپيوتر ِ آرايشگاه، مدل‌هاي مختلف روي سرش امتحان مي‌شود و بعد مشتري بهترين مدلي را مورد دلخواهش است، انتخاب مي‌کند و از آرايشگر مي‌خواهد تا موهايش را به همان شکل کوتاه کند؛ آرايشگر تقريبا مبلغي بالغ بر 10 هزار تومان -کمترين قيمت آن- از مشتري براي همين تعيين مدل دريافت مي‌کند.

 

وي در ادامه اظهار داشت: قيمت‌هاي بالا دليل بر ارائه کار بهتر نيست بلکه در بيشتر موارد براي محل آرايشگاه و تامين هزينه‌اي است که صاحب ملک صرف دکوراسيون آرايشگاه خود کرده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 23:26  توسط مجید  | 

نشست مطبوعاتي سرپرست وزارت كشور -3

كوپن بنزين فقط تا پايان تيرماه اعتبار دارد

خبرگزاري فارس: سيدمهدي هاشمي گفت: از سه ماهه دوم سال به بعد، ديگر كوپن بنزين نخواهيم داشت و بخش‌هايي كه سهميه مازاد خود را از طريق كوپن دريافت مي‌كردند از اين تاريخ به بعد سهميه خود را از طريق كارت سوخت دريافت مي‌كنند.

 

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، سيدمهدي هاشمي سرپرست وزارت كشور در ادامه نشست خبري خبري امروز شنبه خود در پاسخ به پرسشي درباره تغييرات ساختاري در وزارت كشور است، گفت: بحث اصلاح ساختاري دستگاههاي اجرايي از اوائل شروع به كار دولت نهم در دستور كار بوده و ما در وزارت كشور نيز در اين خصوص فعاليت‌هايي داشته‌ايم كه بخشي از اين تغييرات امروز نهايي شده است.
وي از راه اندازي قريب الوقوع بانك جامع شوراها خبر داد و گفت: راه اندازي اين بانك يكي از فعاليت‌هايي است كه در راستاي تحقق دولت الكترونيك به بهره برداري خواهد رسيد.
هاشمي همچنين اعلام كرد: بهره‌برداري از بانك اطلس اجتماعي كشور نيز در آينده نزديك و در حضور اصحاب رسانه انجام خواهد شد.
سرپرست وزارت كشور موضوع دولت الكترونيك را يكي از راههاي كاهش سفر و نيز ارائه خدمت به همه اقشار جامعه دانست و گفت: اين موضوع بايد توسط همه دستگاهها پيگيري شود و وزارت كشور نيز چون داراي پتانسيل بيشتري است بايد اين بحث را جدي‌تر پيگيري كرده و نقش هماهنگ كننده داشته باشد.
وي از اجرايي شدن 32 فعاليت بزرگ در دستگاههاي اجرايي كشور به صورت رايانه‌اي خبر داد و گفت: اين رايانه‌اي شدن فعاليت‌ها، نقش مهمي در ارائه خدمت رساني بهتر به اقشار مختلف جامعه خواهد داشت.
سرپرست وزارت كشور همچنين گفت: علاوه بر اجرايي شدن كارت ملي كه تا تاريخ اول تيرماه به صورت كامل به بهره برداري خواهد رسيد، موضوع كارت هوشمند را كه از سال قبل شروع شد در دستور كار قرار داديم و اميدواريم تا پايان سال، بحث صدور كارت هوشمند براي همه افراد جامعه را شروع كنيم.
سيد مهدي هاشمي همچنين اظهار داشت: قرار است سهميه سوخت سه ماه دوم سال 87، تا اواخر هفته اعلام شود.
وي افزود: از سه ماهه دوم سال به بعد، ديگر كوپن بنزين نخواهيم داشت و بخش‌هايي كه سهميه مازاد خود را از طريق كوپن دريافت مي‌كردند از اين تاريخ به بعد سهميه خود را از طريق كارت سوخت دريافت مي‌كنند.
سرپرست وزارت كشور اضافه كرد: كساني كه كوپن‌هاي سوخت در اختيار دارند تا پايان تيرماه مي‌توانند از اين كوپن‌ها استفاده كنند.
هاشمي در ادامه نشست خبري خود با بيان اينكه در موضوعات امنيتي نيز در چند سال گذشته و خصوصا سال قبل رشد قابل توجهي را داشته‌ايم، گفت: معتقديم استفاده از تجهيزات الكترونيك نيز در افزايش امنيت در مرزها نقش بسزايي خواهد داشت

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 19:40  توسط مجید  | 


در پی انتشار مطلبی در سایت "آی طنز" که به طور تخصصی در حوزه طنز مکتوب فعالیت می کند ، کیهان ، طنز این سایت را جدی گرفت و به نقل از "منابع موثق" خبر داد که اوباما ایرانی است .
سرویس خارجی کیهان نوشت:

منابع موثق خبري مي گويند، هيچ مي دانيد كه سناتور «باراك اوباما»ي آمريكايي كه شايد «بختش بزند» و رئيس جمهور هم شود، ايراني الاصل «از آب» درآمده است.
در واقع، آن طور كه «ايتارتاس» گزارش مي كند، گزارش «آسوشيتدنيوز» به ما مي گويد كه شخصي به اسم دكتر «اندي واسهول» از موسسه تحقيقات تاريخي دانشگاه معتبر «ام.آي.تي» آمريكا، اعلام كرده كه طبق تحقيقاتش، «باراك حسين اوباما» اصلا اهل جنوب ايران و شيعه است!
به عبارت ديگر، اصل و نسبش همان خانواده معروف «اوباما»ي «بوشهر» است كه در دوران قاجاريه جلاي وطن كرده و طي چند نسل سر از آمريكا درآورده است!

به اين ترتيب كه، جد بزرگش در واقع «ميرحسن خان اوبامايي» كه از ميرآب هاي معروف «بوشهر» بوده (و به همين خاطر هم اسمش «اوباما» يا «آب با ما» بوده)، بعد از يك نزاع خونين با سقاباشي «ناصرالدين شاه قاجار» از اين شهر فرار كرده و به مرز عثماني مي رود و بعدش، در «حلبچه» به عنوان تاجر زردچوبه و سپس به عنوان تاجر زعفران فعاليت كرده و رفته «حلب» (در سوريه فعلي)! ظاهرا، «ميرحسن خان» همانجا هم فوت مي كند و پسرش، «علي اصغر اوباما» به خاطر ضديت اهالي عثماني با شيعيان ايراني، راه «طرابلس» را پيش مي گيرد و آنجا به تجارت تنباكو مشغول مي شود! اما، بعد از اينكه قليان چاق كردن در آنجا ممنوع مي شود، اين خانواده هم «تكه پاره» شده و هر «تكه اش» به جايي مهاجرت كرده است!

مي گويند، حالا اين وسط پدربزرگ «حسين» كمي قبل از جنگ جهاني دوم مي آيد و به همراه خانواده اش به جنوب غربي آفريقا مهاجرت و براي امرار معاش هم از پشم شتر پارچه درست مي كند طوري كه، بعد از جنگ «برك» (همان «باراك» )ايراني كلي محبوبيت پيدا مي كند و شهرتش به آمريكا و به گوش معاون شهردار «واشنگتن» مي رسد، كه او را به «لس آنجلس» دعوت مي كند!

خلاصه، اين جوري مي شود كه جناب پدربزرگ در تگزاس مستقر مي شود و به توليد و تجارت «برك» مي پردازد، اما چون واردات شتر و پشمش به آمريكا ممنوع مي شود، او هم ورشكسته مي شود!

 گزارش ها باز هم مي گويند، پدر «باراك» كه اسمش «حسين اوباما» بوده، بعد از مدرسه و دانشگاه تابعيت ايراني- آمريكايي مي گيرد و بعدش هم با يك دختر مسيحي ازدواج مي كند و به اصرار همسر و خانواده همسرش دينش مي شود «اسلامي- مسيحي»! و چون نمي تواند اسم ايراني روي پسرش بگذارد، پس اسمش را مي گذارد «باراك» (همان «برك») و اسم خودش را در اسم بچه مي گنجاند (باراك حسين اوباما).

حالا، مي گويند افشاي اين موضوع مي تواند كلي دردسر براي آينده سياسي جناب «اوباما»ي آمريكايي درست كند!

بهرحال، تا حالا كه خود «اوباما» كه خودش را كشته تا حمايت صهيونيست ها را جلب كند، در اين مورد اظهارنظري نكرده است.

یادآور می شود این خبر پیشتر در عصرایران و به نقل از آی طنز ، به عنوان "خبر طنز" منتشر شده بود .
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 19:39  توسط مجید  | 

به تازگي بخشنامه‌اي از سوي اتحاديه صنف پيرايشگاه‌هاي مردانه در پايتخت(كه مدتي است به آرايشگاه مردانه-پسرانه تغيير ماهيت‌داده اند) ابلاغ شده که بر اساس آن تمامي آرايشگران موظفند از کوتاه کردن موي مردها طبق مدل هاي نامناسب و همچنين پيرايش خلاف عرف و هرگونه پيرايش ابرو براي پسران خودداري كنند.

به دنبال اجراي طرح امنيت اجتماعي، پليس شهر تهران از مجمع صنفي پيرايشگاه‌هاي مردانه تعهدنامه‌اي گرفته تا از اين پس ديگر مدل‌هاي نامناسب را به مشتري‌ها عرضه نکند.

اين در حالي است که در بسياري از پيرايشگاه‌هاي مردانه مدل‌هاي فشن و وارداتي چه به خواست مشتري و چه به پيشنهاد آرايشگر به راحتي عرضه مي‌شود و مشتري‌ها نيز معمولاً به خواست خودشان و با رضايت از اين مدل‌ها استقبال مي‌کنند!

بنابراين پسرهاي فشن بايد به قانون احترام بگذارند و بدانند كه «پسراي خوب هيچ وقت ابرو بر نمي دارن؛ زشته، خوبيت نداره!».

اين دوستان فشن همچنين بايد توجه داشته باشند كه قانون، قانون است و با هيچ كس شوخي ندارد. البته پسران فشن تهراني مي‌توانند اميدوار باشند كه قانون منع آرايش و ابروبرداري پسران هم مثل قانون ممنوعيت قليان لغو شود.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 19:38  توسط مجید  | 

خواستگار قلابي که دختر دانشجويي را اغفال کرده و موردآزار قرار داده بود از سوي قضات هيات عمومي ديوان عالي کشور مستحق مجازات مرگ شناخته شد.قرباني اين جرم که دختري به نام سعيده است، سال 85 در سن 20 سالگي پس از پذيرفته شدن در دانشگاه بيرجند راهي اين شهرستان شد و به اتفاق چند تن از همکلاسي هايش خانه يي اجاره کرد. او که به ادامه تحصيل علاقه زيادي داشت، چندي بعد در خيابان به صورت اتفاقي با پسري پولدار به نام عباس آشنا شد و اين آشنايي به ابراز علاقه از سوي پسر جوان به وي انجاميد. به اين ترتيب رابطه دوستانه اين دو ادامه يافت تا اينکه عباس دختر دانشجو را به خانه يي ويلايي در خارج از شهر دعوت کرد و سعيده با پذيرفتن اين دعوت بعدازظهر 25 تيرماه سال 86 سوار بر پرايد پسر مورد علاقه اش به خانه ويلايي رفت و در آنجا مورد آزار جنسي قرار گرفت.سه ماه پس از اين واقعه يکي از هم خانه هاي سعيده که از مزاحمت هاي دوست عباس به ستوه آمده بود با پليس 110 تماس گرفت و از ماموران کمک خواست. بازداشت جوان مزاحم به افشاي آزار سعيده از سوي عباس منجر شد و پس از آنکه هم خانه دختر جوان ماجرا را براي ماموران بازگو کرد، سعيده تحت بازجويي قرار گرفت. وي گفت؛ پس از آنکه عباس به زور مرا مورد آزار قرار داد از من فيلم تهيه کرد و پس از آن تهديدم مي کرد اگر به خواسته هايش تن ندهم فيلم را تکثير مي کند. من که راهي به جز تسليم نداشتم يک بار تصميم به خودکشي گرفتم و رگ دستم را بريدم اما هم خانه هايم مرا نجات دادند ولي من آن روز حتي به بيمارستان هم نرفتم چون مي دانستم جاي بخيه روي پوستم باقي مي ماند و خانواده ام به موضوع مشکوک مي شوند.پس از اظهارات دختر دانشجو، عباس که مردي متاهل است و در زمان وقوع حادثه همسرش باردار بود، دستگير شد و تحت بازجويي قرار گرفت. هر چند وي تهيه عکس و فيلم از سعيده را پذيرفت اما اتهام تجاوز به عنف را رد و اختلاف با همسرش را دليل برقراري رابطه با سعيده عنوان کرد. بعد از اتمام تحقيقات مقدماتي عباس در شعبه اول دادگاه کيفري استان خراسان جنوبي تحت محاکمه قرار گرفت و به اعدام محکوم شد اما به حکم صادره اعتراض کرد و قضات شعبه 28 ديوان عالي کشور اعتراض وي را وارد دانستند.

متهم 10 دي ماه سال گذشته بار ديگر پاي ميز محاکمه رفت و قضات دادگاه دوباره وي را به مرگ محکوم کردند اما باز هم ديوان عالي کشور اين راي را مطابق با موازين قانوني ندانست. به اين ترتيب پرونده از موارد اصراري- کيفري شناخته و به هيات عمومي ديوان عالي کشور ارجاع شد و 45 قاضي عالي رتبه مسوول بررسي مجدد موضوع شدند. به گزارش ايسکانيوز در جلسه يي که در اين خصوص تشکيل شد ابراهيم ابراهيمي- معاون قضايي ديوان عالي کشور- با اشاره به جزئيات پرونده گفت؛ شواهد نشان مي دهد عباس به زور، دختر فريب خورده را به يک ويلا در خارج شهر برده و با تلفن همراهش از وي فيلمبرداري کرده است.وي ادامه داد؛ عباس در موارد متعددي سعيده را آزار داده و تهديد کرده است. همچنين اظهارات دوست سعيده مبني بر اينکه شاکي با اکراه و اجبار، همراه عباس مي رفته و به خاطر آبرويش شکايت نمي کرده و حتي يک بار رگ دستش را بريده و به بيمارستان مراجعه نکرده است؛ زواياي پنهان پرونده را روشن و علم را براي قضاوت حاصل مي کند.در ادامه اين نشست ، دادستان کل کشور نيز گفت، در پرونده شواهدي موجود است که تجاوز به عنف را به اثبات مي رساند. همچنين محتويات فيلم ثابت مي کند عباس به عنف و با زور، سعيده را آزار داده است.در پايان اين نشست 25 قاضي از 45 قاضي رسيدگي کننده، حکم دادگاه کيفري را تاييد کردند و عباس را مستحق اعدام دانستند.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 19:36  توسط مجید  | 

دیشب خبر دادند که در حسینیه جماران به مناسبت نزدیک شدن سالگرد رحلت امام، جلسه‌ای است که زندانیان سیاسی قبل انقلاب با حاج حسن آقا دیدار می‌کنند. من هم رفتم. بعد از خاطرات زندانیان سیاسی و سخنرانی خوب نوه‌ی امام وقت نماز یک آقای محترمی آمد و به من گفت من پدر زهرا بنی‌یعقوب هستم. گفتم همان دختر خانم پزشکی که به دلیل مسئله‌ی حجاب و اینها گفتند در همدان دستگیر شد و  بعد اعلام کردند خودکشی کرده؟ با عصبانیت از کلمه‌ی خودکشی، گفت بله. شماره پرونده دخترش را می‌داد که از دادگاه همدان به تهران آمده. می‌گفت حسن اقا را ندیده. آقای سراج، آقا ابوالقاسم بنی یعقوب را برد پیش حسن آقا تا ماجرای دختر پزشکش را توضیح دهد و کمک بخواهد. آخر شب هم که با حاج حسن آقا نشسته بودیم آن قدر تحت تاثیر قرار گرفته بود که دنبال صحبت با این و آن بود، به من می‌گفت در سایتت راجع به این موضوع بنویس. پدر زهرا بنی‌یعقوب بازنشسته‌ی سپاه است و قبل از انقلاب هم زندانی سیاسی بوده و سالها در جبهه بوده است و به عنوان یک زندانی سیاسی مسلمان قبل انقلاب در این جلسه دعوت شده است. از اینکه با چنین سوابقی مرتب بعضی‌ها به او می‌گویند مسئله را دنبال نکن، تضعیف نظام می‌شود ناراحت بود. می‌گفت من دنبال روشن شدن پرونده‌ی دخترم هستم.  همسرم که فقط همین دختر را دارد ، از غم دخترش دارد از بین می‌رود. دخترم برای گذراندن طرح پزشکی به همدان رفته بود و نامزد داشته و بنا به گزارش پزشک قانونی در سلامت بوده است. تا به حال دوبار از من پول گرفته‌اند برای سم‌شناسی. وکیلمان به آنها که می‌گویند خودکشی کرده می‌گوید چرا یک عکس از این جریان و خودکشی در زندان وجود ندارد؟ حرف اصلی‌اش که با زبان ساده‌ای می‌گفت این بود که اگر در بازداشتگاه کسی عامل فوت دخترم بوده، آن را تعقیب کنید. چرا نظام را پشت سر این فرد می‌آورید و بی‌دلیل اعلام خودکشی می‌کنید؟ این حرف را ما در مورد زهرا کاظمی هم می‌گفتیم. گفتند وقت نماز شده. دوتایی به نماز ایستادیم. من همش داشتم فکر می‌کردم که علی علیه السلام راجع به ظلم به یک زن یهودی چه می‌گفت؟ خدا کند مقامات قضائی به طور جدی حقیقت را کشف و اعلام کنند. اگر چه برای آن خانواده دیگر زهرا زنده نخواهد شد. دیدار دردناکی بود.

منبع

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 10:58  توسط مجید  | 

 

خبر این گزارش تصویری آنست که دولت احمدی نژاد و نیروی انتظامی همآهنگ با دولت برای معضل کودکان خیابانی هم راه حل ضربه ای پیدا کرد. آنها را از خیابان ها جمع می کنند. دهها هزار کودک خیابان را چه خواهند کرد معلوم نیست. فعلا با این طرح و با ترساندن بچه ها و دست های پشت صحنه ای که آنها را در شبکه های مختلف دستفروشی و پخش مواد مخدر و ... اداره می کنند، خیابان های پایتخت را می خواهند برای مدت کوتاهی از این کودکان پاک کنند. این طرح به اجرا گذاشته شده ، درحالیکه صورت مسئله همچنان برجای خود باقی است. یعنی فقر خانواده ها، آواره شدن روستائیان و جمع شده میلیون ها تن از آنان پشت دروازه شهرهای بزرگ، کودکانی که حاصل صیغه اند و شناسنامه ای ندارند.

به این پسر نگاه کنید . کودکی که از شدت گریه و ترس رگ های گردنش بالا آمده و در دلهره فردای خود به ماتمی نشسته است . چندین بار در شهری که زندگی میکنم با این کودکان شب را به صبح رسانده ام با آنها شام های زیبایی خوردم و به آنها فکر میکردم . وقتی دوست آنها باشی همان نان سیب زمینی را که غذای شاهانه آنها محسوب میشود با تو قسمت میکنند . تابستان سال پیش بود با یکی از آنها برخورد کردم در مسیر رفت و آمد همیشه او را با یک دست مال و یک شیشه پاک کن میدیدم که به زور و التماس شیشه های ماشین ها را تمیز میکرد .کفشی نداشت پا برهنه بود ، رفتیم و با هم کفشی ارزان خریدیم فردای آن روز سر همان چهاراه برای من یک بستنی هدیه داد . بستنی را در مغازه نزدیک به چهاراه سپرده بود تا من بیاییم . زمانی که مرا دید به سرعت برق و باد به سمت مغازه دوید تا هرچه سریعتر آن را به من بدهد . منظور من از این نوشته این است که آنها سرشار از مهر و محبت هستند تنها جایی برای ابراز آن نیاز دارند . اگر به آنها رسیدگی نشود و خانواده ای برای آنها به وجود نیاوریم آنها میتوانن مجریمین فردا های ایران باشند

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 23:8  توسط مجید  |